بازگشت دوباره غول ها با انقراض زدایی!

به گزارش مجله بهسان، وبسایت فرادید: احیای مجدد جانوران پس از انقراض به زودی به یک واقعیت بدل خواهد شد. اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت پیشاپیش نسبت به استفاده درست از این تکنولوژی هشدار داده است. سارا هویت گزارش می دهد.

بازگشت دوباره غول ها با انقراض زدایی!
فرض کنید به موریس (کشوری جزیره ای در جنوب غربی اقیانوس هند) سفر نموده اید تا پرنده های دودو را از نزدیک ببینید؛ شاید هم عاشق ماموت های پشمالو باشید و به سیبری سفر نموده باشد؛ اگر هم هوادار ببر تاسمانی یا موآی بزرگ باشید، احتمالا به استرالیا و نیوزیلند سفری نموده باشید.

انقراض زدایی!

اما یک مشکل وجود دارد و آن اینکه تمام این جانوران منقرض شده اند! حالا فرض کنید که آن ها منقرض نشده اند. شاید هم یک روز این احتمال میسر شود. دانشمندان در حال توسعه تکنولوژی هستند که می توانند به یاری آن گونه های منقرض شده را مجدد احیا نمایند: فرآیندی که انقراض زدایی نامیده می شود.

عبارت انقراض زدایی به طور طبیعی ما به سمت احیای جانوران گلْ درشتِ منقرض شده سوق می دهد. اما چرا به درخت زیتون سنت هلن فکر نمی کنیم؟ یا به قورباغه درختی راب با آن ها پاهای بزرگش؟ تافی (Toughie) نام آخرین گونه این جانور دوزیست بود که در سپتامبر 2016 جان داد تا نسل راب کاملا منقرض شود.

حال سوال این است: چگونه باید انتخاب کنیم که کدام گونه های منقرض شده احیا شوند؟

شاید بهتر بود از کارشناسان بپرسیم اما هیچ کارشناسی و خبره ای در حال حاضر در این زمینه وجود ندارد. تا به امروز تکنولوژی نتوانسته که احیای گونه های منقرض شده را به یک فرض مسلم تبدیل کند. بحث های علمی روزِ پیرامون احیای مجدد گونه ها بیشتر شبیه پیشگویی با یک گوی کریستال است. با این حال اما هنوز این بحث به لحاظ تئوری موضوعیت دارد.

اتحادیه بین المللی برای حفاظت از طبیعت (IUCN) مسئول مشخص وضعیت حفاظت از تمام گونه ها است. این اتحادیه یقین دارد که روزی تکنولوژی آنقدر پیشرفت خواهد نمود که انقراض زدایی میسر خواهد شد. اتحادیه بین المللی برای حفاظت از طبیعت با تکیه بر گروهی از کارشناسان فعال در زمینه حفاظت در مه 2016 میلادی سندی جالب و خارج از رویه را منتشر کردند: راهنمای مدیریت گونه هایی که منقرض شده اند.

گونه درختی راب که منقرض شده است

شباهت انقراض زدایی و معرفی مجدد گونه

الکس موهرنشلاگر، مدیر علوم و حفاظت باغ وحش و کلگری کانادا، و فیل سِدن، پژوهشگر دانشگاه اوتاگو در نیوزیلند در تنظیم این راهنما نقش داشتند. هر دوی آنان در زمینه معرفی مجدد گونه (زنده) به زیست بومی که قبلا در آن زندگی می نموده، تحقیق می نمایند. هر چه نباشد، انقراض زدایی و معرفی مجدد به لحاظ مفهومی شبیه به یکدیگر هستند.

آن ها تاکید دارند که هدف از نباید احیای گونه ها نباید صرفا محدود به نمایش یک نمونه در باغ وحش باشد. در عوض، به فرآیند انقراض زدایی باید مانند برنامه های معرفی مجددِ فعلی برخورد شود: هدف باید ایجاد جمعیتی از گونه ها باشد که از نظر ژنتیکی متفاوت با هم باشند تا بتوانند در شرایط سخت زندگی نمایند.

همایشی با موضوع انقراض زدایی در سال 2013 توسط TEDx برگزار گردید که به خاطر شبیه سازی تخیل انسان ها جنجالی شد. تا پیش از آن غالب تحقیقات کوشش می کرد تا میزان عملیاتی بودن این پیشرفت علمی را مورد ارزیابی قرار دهد.

موهرنشلاگر می گوید: اما اتحادیه این سوال را عنوان کرد که این کار تحت چه شرایطی امکان پذیر است و چه معنایی برای حفاظت می تواند داشته باشد؟ سدن نیز می گوید: فرصت های زیادی وجود دارد که بتوان پیچیدگی های سد راه را به مردم نشان داد.

لاک پشت غول پیکر الدبرا

یک پیش نویس مدون!

اتحادیه IUCN فرآیند انقراض زدایی را تایید نمی کند. آن ها فقط هدایت را در سال 2016 میلادی انتشار داده اند تا اگر روزی این فرآیند به لحاظ تکنیکی اجرایی شد، یک پیش نویس مدون برای هواداران حفظ منابع طبیعی وجود داشته باشد.

از آنجایی که فرآیند معرفی مجدد گونه ها به زیست بوم سابق با مسائل عدیده ای روبرو است، پس می توان احتمال داد که احیای مجدد گونه ای که ده ها هزاران سال پیش منقرض شده با دشواری های بسیار بیشتری همراه باشد. سدن می گوید: از فرآیند معرفی مجدد گونه ها به زیست بومی که قبلا در آن زندگی می نموده اند، دریافتیم هر نوع مسئله ای می تواند سد راهمان ظاهر شود.

تمام گونه های موجود در یک اکوسیستم نقش خاص خودشان را دارند. برای نمونه، جانوران چرنده پوشش گیاهی را تحت نظر دارند و وجود شکارچیان قدرتمند برای کنترل جمعیت جانوران آن اکوسیستم لازم است.

سدن می گوید: همچنان بر سر ایده کارکردی هر گونه در اکوسیستم بحث داریم اما می دانیم که وجود بعضی موجودات در مقایسه با دیگران برای حفظ آن اکوسیستم کمتر ضرورت دارد. فرآیند انقراض زدایی به عبارت ساده یعنی اینکه موجودی منقرض شده را دوباره به اکوسیستم برگردانیم تا جای خالی اش را پر کند.

ایده کار شبیه برنامه های جایگزینی بوم شناختی باشد. موهرنشلاگر می گوید: مثل برنامه های زاد و ولد لاک پشت ها در جزایر سیشل و کاراییب. لاک پشت های آبی جایگزین کارکرد لاک پشت های قبلی را داشتند.

دلفین رودخانه یانگتسه

اول باید کدام گونه احیا شود؟

تمام برنامه های جابجایی و معرفی مجدد گونه ها در سراسر دنیا از چهارچوب اتحادیه IUCN پیروی می نمایند. البته موهرنشلاگر و سدن هنوز بر سر اینکه آیا می توانند از همان چهارچوب برای مشخص جانور منتخب استفاده نمایند، به نتیجه ای نرسیده اند. در واقع آن ها هنوز نمی دانند که کدام گونه منقرض شده را باید انتخاب نمایند.

آن ها در سال 2014 آزمایشی 10 پرسشی را برای انتخاب کاندیدای احتمالیِ انقراض زدایی عنوان کردند. این سوالات شامل دلایل انقراض، پیش احتیاجهای زیست بومی، آثار و خطرات احتمالیِ معرفی جدید گونه ها بودند.

برای مثال، آیا می دانیم که چرا آن گونه منقرض شد و آیا تضمینی هست که در آینده همان دلایل قبلی موجب انقراضشان نشود؟ در درجه اول اگر ندانیم که چرا آن گونه منقرض شد، پس در آینده نمی توانیم مانع انقراض مجددش شویم.

آیا زیست بوم مناسب گونه فراهم شده است و در آینده نیز وجود خواهد داشت؟ کارشناسان حفظ طبیعت برای پاسخ به این سوال باید شرایط اقلیمی، فضای فیزیکی و تغذیه مورد احتیاج گونه منتخب را آنالیز نمایند.

سه کاندیدای اصلی برای احیا

در آخر، آیا آثار و خطرات احتمالیِ احیای مجدد قابل پیش بینی و کنترل هستند؟ گونه هایی که جدیدا به اکوسیستم معرفی می شوند، قادرند که گونه های موجود را به چالش بکشند و انواع بیماری های واگیردار منتشر نمایند. حتی ممکن است گونه های جدید بر کیفیت کشاورزی و زندگی مردم آثار سو بگذارند. اگر هر یک از این سناریوها رخ دهد، چگونه می توان مشکل را رفع کرد؟

پیش از آنکه یک گونه آماده انقراض زدایی شود، باید این آزمایش های طولانی را پشت سر بگذراند. موهرنشلاگر می گوید: اگر گونه ای در آزمایش مردود شود، دیگر احیا نخواهی شد. اما اگر پیروز شود به مرحله بعدی ارزیابی راه پیدا خواهد نمود.

آن ها سه گونه را به عنوان نامزد احیای مجدد در بوته آزمایش قرار دادند: ببر تاسمانی، دلفین رودخانه یانگتسه و پروانه آبی زرسز (Xerces Blue). اما این کاندیداها چگونه به رقابت با یکدیگر پرداختند؟

پروانه آبی زرسز (Xerces Blue) منقرض شده است

دلفین رودخانه یانگتسه

دلفین رودخانه یانگتسه عملا در سال 2006 میلادی منقرض شد. این جانور از عوامل گوناگونی رنج برد: شکار و نابودی و زیست بوم. بعضی حتی به دلیل به دام افتادن در تور ماهیگیری از بین رفتند. امروزه اما تمام تهدیدات گذشته همچنان وجود دارد.

علاوه بر تمام تهدیدات اولیه، پسماند کارخانه ها نیز وارد رودخانه ها شده و موجب تخریب بیشتر زیست بوم شده است. بنابراین احیای مجدد دلفین در صورتی که این موارد رفع نشود، کار بی فایده ای است.

پروانه آبی زرسز

شرایط برای احیای این پروانه کمی بهتر است. آخرین نمونه آن در سال 1936 از چرخه طبیعت کنار گذاشته شد. شکار بی رویه، نابودی زیست بوم و کمبود غذا از جمله عوامل انقراضش بودند. بخش هایی از زیست بوم اولیه آن هنوز دست نخورده باقی مانده است.

در واقع، از آن مناطق برای بازگشت مجدد شیطان تاسمانی محافظت شده است اما همپوشانی زیست بومشان به سود پروانه نیز تمام شده است. هیچگاه هیچ گزارشی از بیماری زا بودن این نوع پروانه به گوش نرسید و احیای آن با اعتراض خاصی همراه نخواهد شد.

25

ببر یا گرگ تاسمانی که به آن شیطان تاسمانی نیز گفته می شود

با بزرگ شدن سان فرانسیسکو، زیست بوم پروانه کوچکتر شد ولی می توان این مشکل را حل کرد. اما اگر پروانه آبی به عنوان نخستین جانور تاریخ احیا شود، آیا توجه عموم مردم را به خود جلب خواهد نمود؟ زیرا احتمالا جانوران برجسته تر مانند ماموت یا گربه های دندان خنجری بیشتر مورد توجه قرار بگیرند.

شکارچیان ساکن لوس آنجلس!

ماموت ها شاید گزینه بهتری باشند. گربه های دندان خنجری شکارچیان قابلی بودند ولی بزرگترین مجموعه فسیل های آنان در وسط لوس آنجلس یافت شده است. احتمالا نه شهروندان و نه گربه ها از احیای مجدد لذت نخواهند برد!

جانوران منقرض شده دیگری نیز وجود دارند که بشر مایل به احیای مجددشان است: موآهای نیوزیلند و کبوتر وحشی که به خاطر شکار بی رویه انسان ها منقرض شدند. دودو نیز به دلیل وجود موش صحرایی سیاه منقرض شد؛ موش هایی که توسط کشتی به جزیره موریس برده شدند. احیای این جانوران احتمالا حال ما انسان ها را بهتر کند، زیرا دلیل مستقیم انقراضشان خودمان بودیم!

سدن می گوید: بهتر است از این تکنولوژی برای احیای جانورانی کوشش کنیم که یا در آستانه انقراض قرار دارند و یا به تازگی منقرض شده اند زیرا درباره زیست بوم و نحوه زندگی شان اطلاعات زیادی در دست داریم. هر چه بیشتر در خصوص گونه ها اطلاعات در دست داشته باشیم، احتمال احیای آن ها بیشتر است.

یک جفت دودو - دلیل انقراض آن موش های صحرایی سیاهی بودند که با کشتی انسان ها به جزیره موریس برده شده بودند

چه زمانی ممکن می شود؟

فاصله تکنولوژی تا احیای گونه های منقرض شده چقدر است؟ بسیار کمتر از آنچه مردم فکرش را می نمایند. در واقع این کار همین حالا هم در جریان است.

در سال 2000، یک بز کوهی پیرِنیان به یاری سلول های نمونه برداری شده آخرین نمونه زنده شبیه سازی شد. اما این کوشش باخت: موجود شبیه سازی شده به دلیل نقش ریوی حدود هفت دقیقه پس از تولد مرد!

البته هیچگاه نباید یک نکته را فراموش کرد: انقراض زداییِ کامل ممکن نیست. هیچ یک از روش هایی که دانشمندان تاکنون ارائه داده اند، به کپی دقیق منجر نخواهد شد. بهترین حالتی که تکنولوژی می تواند در اختیار ما بگذارد، تنها یک نماینده به نیابت از آن گونه است.

بز کوهی پیرنیان (Pyrenean ibex)

انواع روش های احیای گونه ها

یکی از روش های زادگیری گزینشی معکوس است: کار کردن با گونه ای که با گونه های منقرض شده در ارتباط است. محصول نهایی جانوری است که از نظر فیزیکی کاملا شبیه جانور منقرض شده است، اما در همان سطح ژنتیکی قرار ندارد. در واقع دانشمندان یک گونه نزدیک را انتخاب نموده و ویژگی های منقرض شده آن را به طور گزینشی پرورش می دهند.

روش های دیگر شامل خصایص ژنتیکی است که از بقایای گونه های منقرض شده نظیر فسیل ها جمع آوری و پیوند داده می شود. سپس به تخم یک گونه نزدیک زنده تزریق شده و در یک رحم اجاره ای مناسب پرورش داده می شود.

روش دیگر شبیه سازی است که فقط برای گونه های تازه منقرض شده کارایی دارد زیرا بافت های سالمی از آن گونه در دسترس است. همچنین به مهندسی ژنوم برای احیای ویژگی های از بین رفته احتیاج است. این امر خصوصا برای نمونه های قدیمی تر بیشتر به کار می آید زیرا ممکن است بخشی از DNA موجود نباشد و مهندسین ژنوم می توانند به یاری ژنوم های یک گونه نزدیک زنده آن جاهای خالی را پر نمایند.

مسائلی که در صورت پیروزیت هم وجود دارند

هم مهندسی ژنتیک و هم شبیه سازی به یک رحم اجاره ای احتیاج دارند که می توان آن را به وسیله یک گونه نزدیک تامین کرد. همین مسئله موجب تغییر ژنتیکی جنین خواهد شد زیرا رحم مادر با الگوهای خودش جنین را رشد خواهد داد که این مسئله با رحم اصلی آن گونه متفاوت خواهد بود.

بنابراین ماموتی که در رحم یک فیل پرورش یافته با ماموتی که در عصر یخبندان می زیسته، تفاوت هایی خواهد داشت.

نکته دیگر به پس از تولد ماموت برمی شود. یک ماموت چگونه می تواند یک ماموت واقعی باشد، اگر قرار است که توسط انسان ها یا فیل ها تربیت یابد؟

گرچه ممکن است نماینده ماموت ها از نظر ظاهری و رفتاری شبیه ماموت های عصر یخبندان باشد، اما هرگز نمی تواند یک نمونه دقیق و کامل باشد. به عبارت ساده تر، انقراض زدایی نمی تواند راهی برای جبران خسارات انسان ها به محیط زیست باشد.

یک ماموت چگونه می تواند یک ماموت واقعی باشد، اگر قرار است که توسط انسان ها یا فیل ها تربیت یابد؟

دانشمندان نگران اند که مبادا این نکات چشم پوشی شود. آن ها حتی نگران اند مبادا این فرآیند انقراض زدایی موجب دلخوشی بعضی شود، زیرا بعضی با خود می پندارند که انقراض دیگر یک مشکل محیط زیستی نیست. موهرنشلاگر با این حال معتقد است که اگر ابزار کافی وجود دارد باید از آن ها استفاده کرد. او البته تاکید دارد که انقراض زدایی نمی تواند جایگزین روش های سنتی حفاظت از طبیعت شود.

موهرنشلاگر می گوید: مقیاس نابودی تنوع زیستی بسیار گسترده است. روند انقراض گونه ها در حال حاضر آنقدر زیاد است که نمی توان حتی به یاری تکنولوژی به پای آن رسید. شاید بتوانیم یک گونه را مجدد احیا کنیم، اما همزمان هزاران گونه منقرض خواهد شد.

سدن نیز در آخر می گوید: در حال حاضر باید به چیزهایی بسنده کنیم که در اختیار داریم. اولین قانون تفکر هوشمندانه این است که تمام اجزا را نگه داریم.

منبع: برترین ها
انتشار: 2 مهر 1398 بروزرسانی: 5 مهر 1399 گردآورنده: behsanshop.ir شناسه مطلب: 272

به "بازگشت دوباره غول ها با انقراض زدایی!" امتیاز دهید

1 کاربر به "بازگشت دوباره غول ها با انقراض زدایی!" امتیاز داده است | امتیاز: 3 از 5
امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "بازگشت دوباره غول ها با انقراض زدایی!"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید